برچسب مصرف انرژی چیست؟

برچسب مصرف انرژی چیست؟

امروزه برچسب انرژی بر روی یخچال، لباسشویی، فریزر و... نصب می شود و دارای قسمت های مختلفی است كه هر قسمت نمایانگر اطلاعاتی است این اطلاعات با توجه به شكل زیر تشریح می گردد. سه قسمت اولیه برچسب انرژی به شرح شكل به ترتیب نشانگر علامت تجاری سازنده، نام سازنده و مدل (Type) دستگاه می باشد.

قسمت چهار برچسب انرژی دستگاه از هفت حرف لاتین A تا G درجه بندی شده است كه دقت به آن حائز اهمیت است؛ بطوری كه حرف A نشانگر میزان بازدهی بالا و حرف G نشانگر بازدهی پایین دستگاه است. پس هر چه رتبه دستگاه مورد خریداری شده بیشتر باشد، یعنی بطرف Aسوق پیدا كند كارایی آن نسبت انرژی كه مصرف می كند بیشتر است. ستون های بعدی معرف مشخصات فنی دستگاه از قبیل ظرفیت، میزان مصرف انرژی الكتریكی، میزان صدای تولید شده و... می باشد.



توضیح  :

رده انرژی (A-B)    : با صرفه جویی زیاد

رده انرژی(C-D)     : با صرفه جویی متوسط

 رده انرژی(E-F)     : صرفه جویی کم

 رده انرژی(G)        : فاقد صرفه جویی

نظريه رشد اخلاقي كلبرگ


هر جامعه ای که مردمش به طور عملی و از درون، پایبند اخلاق باشند، نه اینکه در حرف پایبند باشند یا به اجبار بیرون، جامعه خوشبخت تری خواهد بود. زیرا در تعریف عام اخلاق؛ رفتار اخلاقی به خود و دیگران سود رسانده و از ضررو زیان خود یا دیگران ممانعت می کند. اما چه کاری اخلاقی و چه رفتاری غیر اخلاقی است؟ تعریف عمومی این است: رفتاری غیر اخلاقی است که موجب ضرر و آسیب خود یا دیگران شود و یا مانع کمک به دیگران گردد و رفتاری اخلاقی است که به دیگران کمک کند یا مانع آسیب خود یا دیگران شود.
لورنس کلبرگ Lawrence Kohlberg ، به اخلاق به عنوان یکی از عوامل مهم رشد شناختی – روانی انسان نگریسته است. نظریه کلبرگ بیشتر قضاوت و استدلال فرد را در یک مسأله اخلاقی مورد توجه قرار داده است. او معتقد است که قبل از تصمیم و رفتار اخلاقی، فرد باید مسأله را تجزیه تحلیل کند و قضاوت نماید که چه چیز درست و اخلاقی و چه چیز نادرست و غیر اخلاقی است.
کلبرگ با بررسی و تحقیق فراوان، دریافت که استدلال اخلاقی افراد بسته به رشد اخلاقی شان متفاوت است. طبق نظر او تفکر اخلاقی طی مراحل و سطوح مختلفی رشد می کند. از نظر کلبرگ روند رشد اخلاقی از سه سطح پیش قرار دادی (یا عرفی) ، متعارف یا قراردادی و پس قرار دادی ( عرفی) تشکیل شده است.  هر سطح دارای دو مرحله است؛ پس در مجموع 6 مرحله رشد اخلاقی وجود دارد. رشد اخلاقی پله پله است و هر کسی باید برای رسیدن به مرحله 6 همه مراحل را طی نماید. البته این رشد پا به پای رشد روانی- شناختی افراد از سنین کودکی آغاز می شود؛ ولی با افزایش سن بسیاری افراد تا پایان عمر در همان مراحل یک یا دو باقی می مانند. جهش از مرحله یک مثلاً به مرحله سه هم امکان ندارد. 
کلبرگ در تحقیقاتش، افراد را در مقابل یک وضعیت تصوری قرار می داد به عنوان نمونه به آنها می گفت که مردی جان زنش در خطر است و فقط خرید یک دارو جان زن را نجات می دهد. مرد پول کافی ندارد و کسی هم به او قرض نمی دهد، تنها راه نجات همسر دزدیدن دارو است. آیا دزدیدن دارو در چنین شرایطی جایز است یا خیر؟ در این نظریه جواب بله یا خیر، مرحله و سطح رشد اخلاقی افراد را تعیین نمی کند بلکه استدلال پشت آن مهم است. دلایل یا قضاوت افراد برای اخلاقی یا غیر اخلاقی شمردن یک رفتار برای کلبرگ حائز اهمیت بود.
  
مراحل استدلال اخلاقی

سطح اول: اخلاق پیش عرفی یا پیش ‌قرار دادی (preconventional)
 
در این سطح اولیه از رشد، اخلاق درونی نشده و بر اساس تنبیه و تشویق پدر و مادر یا سایر مراجع قدرت تعیین می گردد. ملاک خوب و بد بودن رفتار؛ اثر مستقیم و ضرر و منفعت آنی ناشی از آن است که بلافاصله متوجه شخص می شود. دیگران و منافع آنها در این مرحله نادیده گرفته می شود مگر آنکه تأثیری مستقیم بر منافع آنی فرد داشته باشد. در این سطح از رشد اخلاقی "خود محوری" غالب است. از نظر فرد خود محور کاری خوب است که به نفع من باشد و کاری بد است که به زیان من تمام شود. به طور طبیعی کودکان در سنین دبستان دراین سطح از رشد قرار دارند. به عقیده کلبرگ بسیاری از افراد در این سطح از رشد باقی می مانند. این سطح شامل دو مرحله است:
   
مرحله اول: استدلال براساس تنبیه یا اطاعت از قوانین به ‌منظور اجتناب از تنبیه
  
هر چه تنبیه در نظر گرفته شده (از بیرون) برای رفتار خاص شدیدتر باشد آن رفتار غیر اخلاقی تر است. در مثال بالا، اگر فرد در این مرحله باشد ممکن است بگوید خیر! دزدی غیر اخلاقی است چون مجازات زندان را در پی دارد. یا بگوید بله! چون عذاب و مجازات از دست دادن همسر و کسی که به من می رسد، بیشتر از سختی زندان است. ممکن است حتی "قربانی بی گناه" که دچار رنج و گرفتاری شده صرفاً به دلیل مجازات اعمال شده بر روی او، از نظر کسی که دراین مرحله است، محکوم و مجرم تلقی شود.
  
مرحله دوم: استدلال براساس منفعت خود و معامله با دیگران برای دریافت پاداش و مزایا

  
در این مرحله از رشد اخلاقی ملاک اخلاقی بودن، منفعت و رفع نیاز و پاداشی است که فرد دریافت می نماید. در واقع لذت طلبی آنی، ملاک این مرحله است هر چه به کسب لذت فرد منجر شود اخلاقی است. در این مرحله اگر هم کاری را برای منافع دیگران انجام دهد، فقط به دلیل پاداش است و اگر پاداشی برای او نداشته باشد برای خاطر دیگران کاری نمی کند ( ضرب المثل معروف هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد شاید مصداق اندیشه این گروه باشد).
  
تفاوت مرحله اول و دوم هم در این است که در مرحله دوم معامله دو طرفه وارد استدلال فرد می شود. این کار را برای تو انجام می دهم تا در عوض اون کار را برایم انجام دهی. پشت تو را می خارانم چون تو هم این کار را برایم انجام خواهی داد. البته در نظر گرفتن منافع دیگران فقط و فقط به خاطر نفع شخصی است نه چیز دیگر. با این استدلال، افراد حاضرند منافع شخصی خود را به تأخیر بیاندازند. اگر به کسی هدیه می دهم انتظار دارم بعدها جبران کند.
  
در پاسخ به پرسش بالا همانطور که گفته شد، بله یا خیر مهم نیست استدلال و توجیه عقلانی پشت آن مهم است. کسی که در این مرحله است ممکن است بگوید دزدی مجاز است چون حفظ جان زن، به زندان رفتن می ارزد و پاداش و نتیجه ی مطلوب تری را برای او فراهم می کند. یا ممکن است بگوید خیر! چون زندان ممکن است آنقدر طولانی شود که حتی زنش را در طول زندان از دست بدهد؛ بنابراین برای او منفعت زیادی ندارد.
  
حالت رقابت و زرنگي و دور زدن و پيچاندن قانون كه در مرحله اول و دوم رشد اخلاقي (سطح اول) بارز است؛ موجب حالت التهابي در جامعه مي شود. برخي از افراد به محض نبودن ترس از مأمور و قانون هر كاري كه دلشان بخواهد مي كنند ( مرحله اول رشد اخلاقي) به هنگام رانندگي در موارد خاص اين قضيه كاملاً به چشم مي خورد. يا به هنگام رفتن به دامن طبيعت چه آشغالهاي جورا جوري در كنار چشمه پاك زيباي حرمت دار، كه ريخته نمي شود! از اين دست مثالها از افرادي كه به ظاهرشان هم نمي خورد كه در مرحله اول رشد اخلاقي گير كرده باشند، كم نمي بينيم. زندگي در جامعه اي با تعداد زيادي افراد "خود محور"( سطح اول رشد اخلاقي) لطف چنداني نخواهد داشت. زيرا افراد از نظر رواني در امنيت خاطر كافي بسر نمي برند. همدردي و خود را جاي ديگران گذاشتن و سخن پيامبر(ص) كه "آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران هم مپسند"، كمتر محلي از اعراب خواهد داشت.

همانطور كه گفته شد، کلبرگ ریشه اخلاق را قضاوت و تجزیه تحلیل عقلانی می داند. یعنی هر چه فرد عاقل تر باشد، اخلاقی تر هم هست. به همين دليل معمولاً و البته نه هميشه افراد تحصيل كرده به نسبت اخلاق را بيشتر رعايت مي كنند. هر چند معني عقل فقط داشتن معلومات يا مهارتهاي فني نيست بلكه شايد مهمترين بخش آن برخورداري از هوش هيجاني و كنترل هيجانهاي منفي است. درنتيجه افراد بيسواد زيادي هم هستند كه عاقل تر از با سوادها فكر و رفتار مي كنند و رشد اخلاقي بالاتري هم دارند.
توصیه کلبرگ افزایش عقل و خرد مردم است؛ تا خود به خود اخلاق هم ارتقاء یابد. هر چه افراد يك جامعه از سطح اول ارتقاء يابند و به سطح دوم و حتي سوم وارد شوند آن جامعه خوشبخت تر خواهد بود.

سطح دوم: اخلاق عرفی یا قراردادی
  
در این سطح  عرفی یا conventional فرد وارد حیطه عرف و قوانین جامعه می شود و اطاعت از آنها را اخلاقی می شمرد. این سطح هم دارای دو مرحله است.
  
مرحله سوم: استدلال براساس الگوی دختر خوب / پسر خوب.

محرک این مرحله ترس از عدم تأیید دیگران است. دراین مرحله رفتاری خوب و اخلاقی است، که مورد تأیید دیگران واقع شود. بنابراین در این مرحله منفعت و علاقه شخصی مغلوب تأیید دیگران است. اغلب نوجوانان دراین مرحله از رشد هستند و برای کسب تأیید دوستان همه کاری می کنند و منافع خود را زیر پا می گذارند.
   
در پاسخ به پرسش کلبرگ، فردی که دراین مرحله است ممکن است بگوید بله! دزدی دارو مجاز است، چون اگر زنش بمیرد مردم او را سرزنش می کنند. ممکن است بگوید خیر! چون اگر به خاطر زنش به زندان افتد خانواده اش، او را شماتت خواهند کرد.
   
مرحلهٔ چهارم: استدلال براساس وابستگی به مرجع قدرت است و قانون و قواعد اجتماعی را رعایت می‌کند تا از توبیخ مراجع قدرت و احساس گناه در مورد انجام ندادن وظایف خود درامان باشد.
  
در این مرحله نقش فرد در جامعه و وظیفه او در قبال جامعه مطرح می شود. در پاسخ به پرسش کلبرگ، فرد در این مرحله از رشد ممکن است بگوید خیر! دزدی در هر شرایطی غیر قانونی است. یا بگوید بله! ولی باید بعداً به نحو مقتضی و قانونی داروساز را راضی نماید.
  
تفاوت دو مرحله ي سطح دوم؛ در وسعت جامعه ي هدف است. در مرحله سوم جمع کوچک دوستان و فامیل و در مرحله چهارم جامعه وسیع تر مد نظر است.

سطح سوم: اخلاق پس‌عرفی

در این مرحله که مرحله پس قرار دادی Post-conventional  است، اصول اخلاقی درونی می شود و ممکن است از قرار داد عرفی جامعه پیشی بگیرد. به جای استدلال کور بر اساس عرف، افراد سطح سوم، اصول ریشه ای و اهدافی را در نظر می گیرند که علت شکل گیری قوانین بوده اند. به عنوان مثال نظم و عدالت ریشه وضع قوانین است و افراد در این سطح، به نظم و عدالت بیشتر بها می دهند. حتی جایی که قانون آنها را برای هر رفتاری آزاد گذاشته، رعایت اصول درونی را پیشه می گیرند. متأسفانه کلبرگ می گوید که اکثر بزرگسالان جوامع به این سطح از رشد اخلاقی وارد نمی شوند. 

مرحله پنجم: استدلال مبتنی بر اصولی که برای بهزیستی جامعه الزامی است ( تعهد اجتماعي)

در این مرحله، انسان‌ها شروع به در نظر گرفتن ارزش‌ها، عقاید و باورهای متفاوت سایر مردم می‌کنند. در این مرحله، قانون از نظر فرد باید انعطاف پذیر باشد و امکان اصلاح براساس اصول اخلاقی همواره وجود داشته باشد. همیشه باید موارد استثناء در تبعیت سر سختانه از قانون مد نظر باشد. ارزش‏ها و حقوقی نظیر حق حیات و آزادی وجود دارند که اهمیت خود را مدیون نهادهای اجتماعی نیستند و باید در همه جوامع تأیید شوند. دل مشغولی فرد آن است که قوانین و وظایف ناظر به جامعه بر پایه آرمان بیشترین خیر برای بیشترین افراد مبتنی گردد.
 
در پاسخ به پرسش، فردی که در مرحله پنجم است ممکن است بگوید خیر! هدف وسیله را توجیه نمی کند و ممکن است بگوید بله! اگر چه دزدی مجاز نیست ولی اینجا از موارد استثناء است.

مرحلهٔ ششم: استدلال مبتنی بر اصول جهانشمول اخلاقی و در نظر گرفتن ارزشهای مطلق نظیر حرمت زندگی انسانها

در این مرحله حتی شکستن قوانین و عرف به نفع اصول اخلاقی والاتر، رفتاری اخلاقی و درست شمرده می شود. در این مرحله زندگی انسان بر قانون انسان ارجحیت دارد. مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ از جمله نادر افرادی هستند که به این مرحله ورود پیدا کرده اند. آنها به جای تبعیت کور از قانون و عرف به آنچه که از نظرشان عادلانه و اخلاقی بود رفتار می کردند. در پاسخ به پرسش اگر بگوید خیر ! به دلیل این است که وجدانش در هر حالتی عمل خلاف را مجاز نمی شمارد و ممکن است بگوید بله! زیرا جان انسان از همه چیز والاتر است.



جدول سطوح و مراحل رشد اخلاقی کلبرگ:


سطوح                                       مراحل                                        نمونه رفتاری

سطح اول اخلاق پیش عرفی        ۱-جهت گزینی متمرکز بر تنبیه      اطاعت از قوانین برای گریز از تنبیه                                     
                                               ۲-جهت گزینی متمرکز بر پاداش     همرنگ شدن با دیگران به قصد دست یابی به پاداش و مزایا
 
    



سطح دوم اخلاق متعارف            ۳-پسرخوب دختر خوب
              برای مصون ماندن از سرزنش همرنگ جماعت می شود
                                               ۴-مراجع قدرت                        به قوانین و مقررات گردن می گذارد تا از توبیخ مصون بماند

                           

 

سطح سوم اخلاق پس عرفی       ۵-قراردادهای اجتماعی              اعمال خود را بر طبق اصولی که همگان برای بهزیستی جامعه لازم می دانند هدایت می کند
                                                

                                                 ۶- اصول اخلاقی                      اعمال خود را بر طبق اصولی که شخصا انتخاب کرده هدایت می کند

   

قندیل


قندیل یکی از قله های بلند ایران که مرز مشترک کردستان ایران و  کردستان عراق می باشد و بلند ترین

 قله ی استان آذربایجان غربی است شعر زیر سروده ی استاد ناصر آقا برا است که در وصف قندیل سروده اند.

قه ندیل

قه ندیل ده لی من سه ر به ته مم قه ندیلم                                                                                      تا خیلی کورانم ده گه نی هه ر دیلم

زور ده کشی به سه رما سیبه ری دالاشان                                                                                  زور ده رژی به سه رما په له خوینی لاشان

 زور هه وری ده بابان به سه رم هه ل ده ته قی                                                                              زور تیری نه یاران له دلم هه ل ده چه قی  

زور شه و به برینداری له خه و هه ستاوم                                                                                           هه ر به رزه قه لای کوردم و راوه ستاوم

ئه و جوگه له ئاوه ی که له من را ده خوشی                                                                                 روله ی گه له وه ک سوجده له بوی را ده کشی

  کاتی سه ری زاماری له کوشی خومه                                                                                          شه و تا کو به یان بو کوری خوم لو لو مه

 هو دو ندی که لی خانی رنو پوشی به سام                                                                                    یادم که له ژیر هه وری ده بابان حه به سام

دل که و تووه هیزم نیه بی لاوینم                                                                                                    سه د روسته مه کوژراوه له سه ر داوینم

من باوکم و دل پر له خه م و ئاواره                                                                                                چوار خیلی کورانی بی به شم لی دیاره

نه و روزی ره هایی و هه ره تی هاتی من                                                                                     روله م ده وی بی نوسی به سه رهاتی من

 قه ندیل ده لی من سه ر به ته مم قه ندیلم ...........



ترتیب چیدن سوالات امتحانی به صورت استاندارد

ترتیب چیدن سوالات امتحانی چگونه باشد؟

دکتر علی اکبر سیف در کتاب  اندازه گیری سنجش و ارزشیابی آموزشی ترتیب چیدن سوالات در یک آزمون را بدین صورت فهرست می کند:

1- صحیح - غلط

2- جورکردنی

3-چند گزینه ای 

4- کوته پاسخ 

5- تشریحی

آيا خدا وجود دارد؟

آيا خدا وجود دارد؟ 
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند
و وقتی به موضوع خدا رسید، آرایشگر گفت : “من باور نمیکنم خدا هم وجود داشته باشد”.
مشتری پرسید: “چرا باور نمیکنی؟”
آرایشگر جواب داد: “کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد، بهمن بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود میداشت نباید درد و رنجی وجود داشت. نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه میداد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد. چون نمیخواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری ازمغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “میدانی چیست!به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند!”
آرایشگر گفت: “چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم.”
مشتری با اعتراض گفت:” نه. آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند. هیچکس مثل مردی که بیرون است. با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”
آرایشگر: “نه بابا! آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”
مشتری تائید کرد: “دقیقاً نکته همین است، خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند، برای همین است که این همه درد و رنج در دنبا وجود دارد!