حوزه شناختی اهداف آموزشی
حوزه شناختی اهداف آموزشی
هدفهای آموزشی حوزه شناختی به فرایندهایی چون دانستن، شناختن، فهمیدن، اندیشیدن، استدلال کردن و قضاوت کردن مربوط میشود. برای مثال وقتی معلمی از این بابت نگران است که یکی از دانشآموزان او در حل کردن مسائل درس ریاضی با مشکل مواجه است، نگرانی او به حوزه شناختی مربوط میشود. حوزه شناختی به دو بخش تواناییها و مهارتهای ذهنی و بخش دانش تقسیم میشود. در حوزه دانش ، دانشآموز باید بتواند اطلاعاتی را به ذهن خود بسپارد.
مثل تعریف اصطلاحات علمی و فنی درس ،معانی لغات ، دانستن وقایع ، تاریخها ، مکانها و... در بخش مهارتهای ذهنی ، دانشآموز باید بتواند به فهم مطالب نائل شود. مثلا بتواند یک بخش کلی از درس را فهمیده و به زبان خود خلاصه کند. همینطور بتواند مطالب یاد گرفته شده را به کار ببندد. مثلا قوانین مثلثات را در موقعیتهای عملی به کار گیرد. یااصول روانشناسی را در موقعیتهای جدید اجتماعی به کار بگیرید، یا بتواند موضوعات را مورد داوری و ارزشیابی قرار دهد. تمامی این فرایندها به حوزه شناختی مربوط میشود که نشان میدهد فرد توانستهاست دانش لازم را در زمینه خاصی کسب کند و بر اساس تواناییهای ذهنی خود ، عملیات جدیدی را از لحاظ ذهنی انجام دهد، تحلیل کند ، ترکیب کند و ارزشیابی کند.
این حوزه دارای شش طبقه است.
1. دانش: شامل یادآوری امور جزئی و کلی، یادآوری روش ها و فرایند ها، یا یادآوری الگوها، ساختها و موقعیت هاست. این طبقه به طور عمده بر فرایندهای روانشناختی یادآوری تأکید می کند.
2. فهمیدن: در فهمیدن خود قادر است هدف اصلی یک ارتباط را درک کند و می تواند موارد یا اندیشه هایی را که ارتباط موردنظر بدان پرداخته مورد استفاده قرار دهد.
3. کار بستن: استفاده از انتزاعیات در موقعیت های ویژه عینی است.
4. تحلیل: شکستن یک ارتباط به اجزاء یا عناصر تشکیل دهنده آن به گونه ای که سلسله مراتب نسبی اندیشه ها به صورت روشنی نشان داده شود.
5. ترکیب: پهلوی هم گذاشتن عناصر و اجزاء برای ایجاد یک کل است.
6. ارزشیابی: داوری در مورد ارزش مطالب و روش ها برای مقاصد معین است.
حوزه عاطفی اهداف آموزشی
هدفهای حوزه عاطفی به احساس ، نگرش ، انگیزش ، قدردانی ، ارزشگذاری و از این قبیل مربوط میشوند. برای مثال وقتی معلمی از این بابت نگران است که یکی از دانشآموزان او علاقهای به درس ریاضی نشان نمیدهد، نگرانی او در رابطه با مشکل دانشآموز ، به حوزه عاطفی مربوط میشود. در این حوزه دانشآموز باید بتواند به موضوعات آموزشی نشان دهد، میل به پذیرش داشتهباشد و توجه انتخابی داشتهباشد. به مسائل واکنش نشان دهد و از این پاسخدهی احساس خرسندی کند. نسبت به موضوعات ، ارزش مثبت قائل شود. از خود شوق و اشتیاق نشان دهد.
این حوزه دارای طبقاتی به شرح زیر است:
1. دریافت کردن (یا توجه کردن): یادگیرنده نسبت به وجود یک پدیده یا محرک مشخص حساس می شود، یعنی نسبت به دریافت آن ها به طور آگاهانه علاقه پیدا می کند و به طور انتخابی به پدیده یا محرک توجه می کند.
2. پاسخ دادن: در این مرحله یادگیرنده نه تنها علاقمند به توجه داشتن نسبت به پدیده یا محرک است بلکه به طور فعالانه توجه می کند. در اینجا یادگیرنده از انجام فعالیت احساس رضایت خاطر می کند.
3. ارزش قائل شدن: یادگیرنده برای یک پدیده، چیز یا رفتار ارزش قائل میشود. در اینجا یادگیرنده مجموعه ای از ارزش ها یا اندیشه های مشخص را درونی می کند و این اندیشه ها حالت نگرشی شخصی او را پیدا می کنند.
4. سازمان دادن به ارزش ها: در این طبقه یادگیرنده مفهوم یک ارزش را درک کرده و برای خود از مجموعه ارزش های مختلف یک نظام کلی ارزش ها را سازمان می دهد.
5. تشخص به وسیله یک ارزش یا مجموعه ای از ارزش ها: یادگیرنده در درون خود یک سلسله مراتباز نظام ارزش ها به وجود آورده است که رفتار فردی او را کنترل می کند. کنترل آن قدر بر رفتار فرد تأثیر می گذارد که می توان او را به صورت فردی که دارای تمایلات چنین یا چنان است توصیف کرد.
حوزه روانی- حرکتی اهداف آموزش
هدفهای حوزه روانی- حرکتی ، به حرکات و اعمال ماهرانه بدنی چون نوشتن ، تایپ کردن ، نواختن آلات موسیقی ، ورزش کردن و انجام دادن مشاغل و حرفههای گوناگونی که با فعالیت بدنی و روانی هر دو سروکار دارند، گفته میشود. زمانی که فرد میتواند حرکات مستقل بدنی را یاد بگیرد و یا مهارتهای مختلفی را انجام دهد، اهداف حوزه روانی- حرکتی مورد نظر هستند. مثلا اینکه دانشآموز بتواند 100 متر را در 15 ثانیه بدود، یا دانشآموز بتواند نتی را که از پیانو میشنود با گیتار اجرا کند، یا بتواند با یک شخص ناشنوا از طریق اشارات سر و دست رابطه برقرار کند، شنا کردن انجام دهد و...
بر طبق نظر سیمپسون حوزه روانی – حرکتی شامل هفت مرحله زیر است:
ادراک:استفاده از حواس برای هدایت کنشهای حرکتی.
آمادگی: آماده بودن برای انجام یک عمل.
پاسخ هدایت شده: عمل کردن به کمک هدایت یک الگو.
مکانیسم:انجام اعمالی که نسبتا مشخص و عادتی هستند.
پاسخ پیچیده آشکار: ترکیب تعدادی از عادتها.
انطباق: استفاده از مهارتهای قبلا آموخته شده برای انجام تکالیف تازه اما مربوط به گذشته.
ابتکار: خلق الگوهای تازه حرکتی برای حل مسایل غیر معمول.
فاروق خاکزاد ...معلم ...